سفارش تبلیغ
صبا ویژن
چشم ، نشستنگاه را چون رشته سر بند است چون خواب در چشم آید بند بسته بگشاید . [ و این از استعاره‏هاى شگفت است . گویى نشستنگاه را به آوند و چشم را به سر بند همانند فرموده و چون سربند بگشاید آنچه در آوند است برون آید ، و این سخن در گفته مشهورتر و ظاهرتر از سخنان پیامبر ( ص ) است و گروهى آن را از امیر مؤمنان علیه السّلام دانسته‏اند و از جمله گفته مبرد است در کتاب مقتضب در باب لفظ به حروف و ما در کتاب خود که مجازات آثار نبوى نام دارد از این استعاره سخن گفته‏ایم . ] [نهج البلاغه]

باران عشق

Powerd by: Parsiblog ® team.
سادگی...(یکشنبه 88 اسفند 23 ساعت 9:17 عصر )

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

باید تمام سادگیت را غزل کنم

این مشکل من است و باید که حل کنم
می خواستم بگویم از اعجاز چشمهایت

تا شعر را به شرح نگاهت بدل کنم
از عقل چشم بپوشم واینبار عشق را

اندیشه درست ترین راه حل کنم

یعنی قدم قدم به تو نزدیکتر شوم

بی آنکه فکر پچ پچ اهل محل کنم

می خواستم تو را و توانستم عاقبت

تک بیت های سادگیت را مثل کنم

من قول داده بود تو را مال خود کند

حالا مصمم که به قولش عمل کنم



  • کلمات کلیدی :
  • » شراره
    »» نظرات دیگران ( نظر)

    نماز عشق...(پنج شنبه 88 اسفند 13 ساعت 10:40 عصر )

    یک شبی مجنون نمازش را شکست

    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟

    بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟

    خسته ام زین عشق ، دل خونم مکن

    من که مجنونم ، تو مجنونم مکن

    مرد این بازیچه دیگر نیستم 

     این تو و لیلای تو ، من نیستم

    گفت ای دیوانه ، لیلایت منم

    در رگ پنهان و پیدایت منم

    سال ها با جور لیلا ساختی

    من کنارت بودم و نشناختی . . .

     



  • کلمات کلیدی :
  • » شراره
    »» نظرات دیگران ( نظر)

    باران عشق...(سه شنبه 88 اسفند 4 ساعت 10:15 عصر )
     
     میخواهم بنویسم برای تو ...تویی که نوشتن را با عشق تو آغاز کردم.
     تویی که دوست داشتن را با تو شناختم و با تو معنای وفاداری را درک کردم.
     با تو بزرگ شدم،با تو در خیالم زندگی کردم، با تو عاشق شدم و عاشق ماندم.با تو به بی نیازی رسیدم.

    دوباره مینویسم برای تو!

    تویی که زبانت نمیگفت دوستت دارم اما نگاهت هرگز توان پنهان کردن عشقت را نداشت.

    تویی که خطاهایم را بارها و بارها بخشیدی،تویی که جفاهایم را نادیده گرفتی

     دوباره مینویسم از تو!

    از تویی که برایم مقدس بودی.از تو که پاکی چشمانت بی مثال است.

    از تو که قداست عشق را با هوس آلوده نکردی.از تو که من را برای خودم دوست میداشتی.

     دوباره مینویسم از تو! از تو و خاطراتت،از تو و رویاهایم،از تو و عشق یادگارت!



  • کلمات کلیدی :
  • » شراره
    »» نظرات دیگران ( نظر)


    لیست کل یادداشت های وبلاگ
    عشق ...
    خدا حافظ...شیرین باد عشق...
    برای رفتن نباید گریه کنم...
    حس سکوت...
    به یاد آور خطوط مهربان زیر چشمانت...
    عهدنامه عشق فانی...
    جاده زندگی...
    تنهایی من، همان انتظارم است!
    سال نو مبارک...
    بایست...
    [عناوین آرشیوشده]